توحید در کلام امام زین العابدین علیه السلام

مبانی اخلاق در صحیفه سجادیه

جزا و پاداش از دیدگاه امام سجاد علیه السلام

شرح فراز پنجم و ششم دعای صحیفه سجادیه 

مساله جزا و پاداش در روز محشر، بسان آنچه در نظارت هاي قضايي بشري مي گذرد نيست. بدون شك، امتياز انسان بر ساير موجودات عالم، به شعور و ادراك و حسن انتخاب و تكليف پذيري او است.
کد خبر: ۱۲۹۹۶۰۲

شرح فراز پنجم و ششم دعای صحیفه سجادیه 

به گزارش جام جم آنلاین و به نقل از اندیشه قم؛ در این مقاله فراز پنجم و ششم دعای صحیفه سجادیه را شرح می دهد و آن را بیان می کند.

ليجزي الذين اساؤا بما عملوا و يجزي الذين احسنوا بالحسني عدلا منه، تقدست اسمائه و تظاهرت آلائه، لا يسئل عما يفعل و هم يسئلون.
و الحمدلله الذي لو حبس عن عباده معرفه حمده علي ما ابلاهم من مننه المتتابعه و اسبغ عليهم من نعمه المتظاهره لتصرفوا في مننه فلم يحمدوه و توسعوا في رزقه قلم يشكروه و لو كانوا كذلك لخرجوا من حدود الانسانيه الي حد البهيميه فكانوا كما وصف في محكم كتابه ان هم الا كالانعام بل هم اصل سبيلا.
و الحمدلله علي ما عرفنا من نفسه و الهمنا من شكره و فتح لنا من ابواب العلم بربوبيته و دلنا عليه من الاخلاص له في توحيده و جنبنا من الالحاد و الشك في امره، حمدا نعمر به فيمن حمده من خلقه و نسبق به من سبق الي رضاه و عفوه.


فراز پنجم
ليجزي الذين اساؤ ا بما عملوا و يجزي الذين احسنوا بالحسني عدلا منه، تقدست اسمائه و تظاهرت آلائه، لا يسئل عما يفعل و هم يسئلون. تا بدكاران را به كيفر رساند، و آنان را كه رفتاري نيكو داشته اند و عمل صالح انجام داده اند به كرامت و فضيلت اكرام فرمايد؛ زيرا اقتضاي عدل خداي متعال همين است. اسما او منزه از هرگونه نقص، و نعمت هاي او در كمال ظهور است ؛ هرگز از او سؤ ال نشود، بلكه - مكلفان - جملگي مورد سؤالند.

شرح فراز پنجم و ششم دعای صحیفه سجادیه شرح:
مساله جزا و پاداش در روز محشر، بسان آنچه در نظارت هاي قضايي بشري مي گذرد نيست. مساله كيفري در اين حكومت ها عبارت از قراردادهايي است كه در مقابل هرگونه جرم و جنايت وضع شده اند، ولي بين جرم و كيفر هيچ گونه سنخيتي در كار نيست ؛ مثلا جريمه نقدي، حبس، تعزير و يا ساير مجازات هاي مورد قبول نظام اجتماعي، قراردادهاي اعتباري است كه يا شارع مقدس آن ها را قرار داده و يا امت هاي مختلف براي بهبود وضع زندگي و امكان تشكل جامعه سالم آن ها را به امضا رسانيده اند. در هر حال، زندان رفتن دزد يا قاتل يا كسي كه فساد ديگري را مرتكب شده، با نوع جرم او هيچ گونه شباهت ماهوي ندارد. حتي در اين دنيا امكان دارد كه انواع مجازات ها را عوض كرد و به جاي هر يك چيز ديگري گذاشت ؛ چنان كه در محاكم مختلف دنيا ديده ايم كه براي جرم واحد دو نوع كيفر قرار داده اند و در عين حال، اين چندگانگي در حكم را عيب هم نمي دانند.
اما پاداش و عقوبت اخروي چنين نيست و در آن جا، هر چه هست متناسب با نوع عمل افراد است، يعني فرد در آن جا تكوينا عكس العمل كردار خود را مي بيند؛ چنان كه در نهاد تكويني اين جهان نيز عكس العمل طبيعي اعمال، معلول و فرآورده خود عمل است. مثلا اگر كسي غذاي مسمومي مصرف كند و متعاقب آن مبتلا به خونريزي دستگاه گوارش يا زخم معده شود، اين جزا متناسب با همان عمل است. عكس العمل تمامي اعضا در مقابل اعمال غير مناسب نيز درست بر همين منوال است.
در آخرت، عملكرد انسان بازتاب هاي تكويني خود را نشان مي دهد و تمامي اعمال با تاثيرات فوق العاده خود رخ مي نمايند و اثر خود را همچنان كه مي بايد به جاي مي گذارند. لذا بازتاب كفر غير از نفاق و عكس العمل ظلم غير از فسق مي باشد. در قرآن كريم آياتي كه حكايت از اين بازتاب ها و كيفرها مي كنند بسيار است، همانند آيه كريمه لها ماكسبت و عليها ما اكتسبت، فمن يعمل مثقال ذره خيرا يره، انما تجزون ماكنتم تعملون. و لذا فرمود: و لا تظلمون فتيلا.
امام در آخرين قسمت اين فراز در همين مرتبه فرمود: لا يسئل عما يفعل و هم يسئلون.
از امام صادق عليه السلام نقل شده كه فرمودند: لا يسئل عما يعفل لانه لا يفعل الا ماكان حكمه و صوابا تا آن كه مي فرمايند: و هم يسئلون: يعني بذلك خلقه انه يسئلهم: از خداوند در مورد آنچه انجام داده سؤ ال نمي شود، زيرا او كاري را انجام نمي دهد مگر طبق حكمت و حق. اما انسان ها مورد سؤ ال واقع مي شوند، چون براي همين خلق شده اند.
يعني تمامي آنچه خداي متعال انجام مي دهد، متن حكمت و مصلحت است و سؤ ال از حكمت و مصلحت بي معنا مي باشد. تا آن كه امام عليه السلام مي فرمايند: معني و هم يسئلون آن است كه خدا آنان را خلق فرموده تا از آن ها سؤ ال كند.

شرح فراز پنجم و ششم دعای صحیفه سجادیه فراز ششم
و الحمدلله الذي لو حبس عن عباده معرفه حمده علي ما ابلاهم من مننه المتتابعه و اسبغ عليهم من نعمه المتظاهره لتصرفوا في مننه فلم يحمدوه و توسعوا في رزقه فلم يشكروه و لو كانوا كذلك لخرجوا من حدود الانسانيه الي حد اليهيميه فكانوا كما وصف في محكم كتابه ان هم الا كالانعام بل هم اضل سبيلا. سپاس خداوندي را سزاست كه اگر معرفت شكر نعم خود را - كه پيوسته بر بندگان نازل است و يكي پس از ديگري به ظهور مي پيوندند - منع مي فرمود، بندگان در نعمت هاي او تصرف فراوان نموده و به توسعه زندگي خويش مي پرداختند، بدون آن كه به منعم توجه كنند، و در اين صورت از فطرت و حدود انسانيت خارج شده و همانند بهايم زندگي مي كردند؛ چنان كه - خداي متعال فرموده: ان هم الا كالانعام بل هم اضل سبيلا ؛ آنان همانند حيوانات، بلكه پست تر از آن ها هستند.


شرح:
بدون شك، امتياز انسان بر ساير موجودات عالم، به شعور و ادراك و حسن انتخاب و تكليف پذيري او است، تا در طاعت حضرت حق كوشيده و به معرفت او كه غايت و نتيجه خلقت انسان است دست يابد. لذا اگر انسان عمر را چنان بگذراند كه هدفي جز اشباع غرايز - كه وجه اشتراك او و ساير حيوانات است - نداشته باشد، از فطرت انساني خارج گشته و در رديف حيوانات قرار خواهد گرفت، بلكه پست تر؛ زيرا به خوبي مي دانيم كه تمامي حيوانات در همان خطي حركت مي كنند كه دستگاه آفرينش براي آن ها ترسيم فرموده و هرگز تخلف و تخطي از آن راه و رسم ندارند، بر خلاف انسان كه از بهترين و زبده ترين نعم الهي استفاده برده، ولي غالبا كمتر شعوري نسبت به عنايات ولي نعمت خود ندارد. مسلم است كه اين انسان ها از آن حيوانات كمتر و پست ترند، چرا كه قواي عقلاني و استعدادهاي فطري خود را ضايع و تعطيل كرده و از غرض اصلي بازمانده اند. اينان در وادي خواسته هاي غرايز، محكوم طبيعت خاكي خود گشته اند و به هيچ چيز ديگري جز اشباع نفس حيواني فكر نمي كنند؛ در حالي كه خرد انساني، سپاس منعم را حتمي و لازم مي داند. ضمن اين كه ناديده گرفتن كرامت و فضل الهي، روشي دور از شان انسان و خلاف وظيفه ي بندگي حضرت حق است ؛ گذشته از آن كه محبوس ماندن در سقف زندگي روزمره و ناديدن خود، تنزل يافتن از مقام انساني و شباهت پيدا كردن به جنبنده اي است كه در مرتع وسيعي مي چرد و از همه چيز بي خبر است.
كمترين مرتبه معرفت آن است كه ما بدانيم خدايي حكيم بر همه هستي حاكم است كه جملگي دستگاه خلقت را افاضه فرموده و در انتخاب انسان براي سپاس، ياد و شكر خود لطفي بس عظيم به او ارزاني داشته است. لذا مي بايست با تمام وجود در مقابل اين احسان و كرامت، خاضع و خاشع و شاكر باشيم و به فطرت اصيل و سليم خود، اين كرامات را دريابيم. در قدم بالاتر نيز بايد با استدلال عقلاني اثبات كنيم كه جز ذات حضرت حق، منعم ديگري در كار نيست و بدانيم كه او بيده الخير و هو علي كل شي قدير است و درك كنيم كه او الذي خلق السموات و الارض و ما بينهما مي باشد.
قدم اعلي هم آن است كه علم اليقين را تبديل به حق اليقين كنيم و از حق اليقين به عين اليقين برسيم و در محضر حضرت رب العالمين، به شهود قطعي حضور يابيم ؛ ان شا الله !

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها